حكيم ابوالقاسم فردوسى
26
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
در همان هنگام ناگهان پرده دارى به نزديك سالار بار آمد و او را گفت : ارمانيان « 1 » - كه جايگاه ايشان در مرز توران و ايران است - اكنون از آن راه دراز به دادخواهى آمدهاند و مىخواهند به نزديك شاه ، بار يابند . چون سالار هشيار سخن پرده دار را بشنيد ، به درگاه خسرو شتافت و او را از آن كار بيآگاهانيد . خسرو فرمان داد كه ايشان را به پيش او آورند و او نيز چنين كرد . پس همهء ايشان گريان و نالان و دادخواه ، به فرمان شاه برفتند . چون به پيش او رسيدند ، همگى دستها را به كِش كرده « 2 » ، زارىكنان ، روى خويش را بر زمين نهادند و گفتند : اى شاه پيروز ، جاويد باشى ، زيرا كه براستى نيز سزاوار اين هستى . بدان كه ما از شهرى دور كه ايران در اينسو و توران در آن سوى آن است و آن را ارمان مىخوانند ، به اينجا به دادخواهى آمدهايم . اكنون اى خسرو پيام ارمانيان را بشنو : اى شاه ، جاويد باشى و بر بَدان ِ سراسر گيتى چيره گردى . تو شهريار هفت كشورى « 3 » پس باشد كه در برابر بدى ، همهء شهرها را يار باشى . شهر ما هم مرز با توران است و از سوى ايشان به ما سختى و رنج مىرسد . از سوى ايران ، بيشهاى با درختان بارور و ميوهدار و كشت و كار فراوان نزديك شهر ما بود كه چراگاهمان بود . پس اى شاه ايران ، داد ما را بده ، زيرا كه اكنون گرازهاى بيشمارى - كه دندانشان چون پيل و تنشان چون كوه است - به آنجا آمده و همهء آن بيشه و جويبار را پر كردهاند و همهء شهر ارمان از آنها به ستوه آمدهاند . بر چهارپايان و كشت و كارمان گزند بسيار رساندهاند . همهء درختان را شادمانانه با دندانشان به دو نيم كردند و سنگ سخت نيز بر دندانشان كارگر نيافتد . براستى كه ديگر بخت از ما
--> ( 1 ) - ناحيه ارمان ( زرمان ) در ماوراءالنهر ، بين ربينجان و سمرقند به فاصلهء يك فرسخ از اشتيخن قرار دارد . حدود العالم ، ص 331 و تعليقات مينورسكى شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده ارمان . ليكن در اينجا مكان ارمانيان را مرز ميان ايران و توران دانسته است . مستوفى نيز كه ارمان را با ارمينيه و ارمن و اران خلط كرده ، مسير حركت بيژن را به سوى اران و دربند خزر دانسته است . تاريخ گزيده ، ص 88 . ( 2 ) - دستها را به كش كردن يعنى دستها را به نشانهء ادب بر سينه نهادن . ( 3 ) - ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، ص 50 .